دو شنبه 15 شهريور 1389
 

گفتگو با محمد اصفهاني
روزنامه مهر ، سال 1381

 



سوابق هنري و آموزشي :
. رتبه 178 کنکور سراسري ، درجه ي دکترا در طب ، گذراندن دوره ي رديفهاي موسيقي ايراني و توليد آلبومهاي گلچين ، حسرت ، فاصله ، تنها ماندم ، ماه غريبستان ، نون و دلقک و هفت سين و برگزاري متجاوز از يکصد اجراي موسيقي در خارج و داخل ايران
. مورد تقدير از سوي سازمان نظام پزشکي ايران به عنوان پزشک نمونه در سال 1380
. كانديد به‌ عنوان‌ سمبل‌ «دخانيات‌ نه‌» در منطقه‌ خاورميانه‌ در سالگرد اين‌ روز در سال‌ 1382 از سوي‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌  WHO
. مورد تقدير از سوي‌ سازمان‌ صدا و سيما به‌ عنوان‌ خواننده‌ برگزيده‌ براي‌ اجراي‌ تيتراژ سريال‌ «ولايت‌ عشق‌»
. خوانند
ه‌ برگزيده‌ مراسم  « روز ايران ‌» در كشور امارات‌ متحده‌ عربي‌



 لزوم‌ وجود موسيقي‌ پاپ‌ را در كشوري‌ مثل‌ ايران‌ چگونه‌ ارزيابي‌ مي‌كنيد، درحقيقت‌ نياز به‌ موسيقي‌ پاپ‌ در چه‌ شرايطي‌ پديد آمده‌ است‌؟

ما يك‌ كشور جوان‌ داريم‌ و از نظر آماري‌، كشور ما يكي‌ از جوان‌ترين‌ كشورها به‌ شمار مي‌رود. موسيقي‌ پاپ‌ آن‌گونه‌ كه‌ در جهان‌ مرسوم‌ و مصطلح‌ است‌، موسيقي‌ نسل‌ جوان‌ محسوب‌ مي‌شود. از اينرو در سالهاي‌ اخير كمبود و يا نبود فضايي‌ كه‌ در آن‌ بتوان‌ به‌طور جدي‌ به‌ موسيقي‌ پاپ‌ پرداخت‌، احساس‌ مي‌شد، متوليان‌ فرهنگي‌ نيز اين‌ قضيه‌ را تأييد كردند و تشخيص‌ دادند كه‌ بايد به‌ ترويج‌ آن‌ بپردازند. بنده‌ و همكارانم‌ نيز به‌ عنوان‌ كساني‌ كه‌ مي‌توانستيم‌ قدم‌هاي‌ كوچكي‌ در اين‌ راه‌ برداريم‌، شروع‌ به‌ اجرا و توليد اين‌ نوع‌ موسيقي‌ كرديم‌.

رواج‌ موسيقي‌ پاپ‌ در ايران‌، به‌ تعبير برخي‌ سياست‌گذاران‌، براي‌ مقابله‌ با موسيقي‌ وارداتي‌ و خواننده‌هاي‌ خارج‌ از كشور صورت‌ گرفت‌. آيا در اين‌ مورد بررسي‌ و كار كارشناسي‌ صورت‌ گرفته‌ بود؟

بله‌ بررسي‌ آماري‌ صورت‌ گرفته‌ بود كه‌ مطابق‌ آن‌، موسيقي‌هاي‌ آن‌ طرف‌ آب‌، در ايران‌ فروش‌ بسيار زيادي‌ داشتند. خواننده‌هاي‌ آن‌ها هم‌ از طريق‌ شبكه‌هايي‌ كه‌ اين‌ نوارها را در ايران‌ توزيع‌ مي‌كردند ، به‌ اين‌ موضوع ‌، عنايت‌ خاص‌ داشتند ، ضمن‌ آن‌كه‌ محتواي‌ اين‌ آهنگ‌ها نيز از لحاظ‌ شعر و نوع‌ اجرا اكثراً داراي‌ بار ارزشي‌ نبود. درحاليكه‌ شنيده‌ مي‌شد تيراژ آلبوم‌ِ خواننده‌هاي‌ معروف‌، تا يك‌ ميليون‌ آلبوم‌ بوده‌ است‌. ولي‌ بحث‌ ما ، بحث‌ مقابله‌ نبوده‌ و نيست‌ بلكه‌ بحث‌ «اصلاح‌ و ارتقاء» است‌ هرچند كه‌ متأسفانه‌ در اين‌ سوي‌ آب‌ هم‌ در گوشه‌ و كنار آثاري‌ توليد شد كه‌ واقعاً نازل‌تر از آثارِ آنسوي‌ آب‌ بود
. . .

وضعيت‌ توليد موسيقي‌ پاپ‌ درون‌ مرز در حال‌ حاضر چگونه‌ است‌؟ و آيا توانسته‌ است‌ موفقيت‌هايي‌ كسب‌ كند؟

به‌ هر حال‌ در هر حركت‌ نوپايي‌ خطا و تجربه‌اندوزي‌ وجود دارد. ما نمي‌توانيم‌ ادعا كنيم‌ كه‌ موسيقي‌ پاپي‌ كه‌ در ايران‌ توليد مي‌شود، همه‌ي‌ نيازها را برآورده‌ كرده‌ است‌. اما مي‌توان‌ گفت‌ در مورد توليد اين‌گونه‌ آثار، تاحدودي‌ برخي‌ از كارهاي‌ مثبت‌ صورت‌ گرفته‌ و آمار شيوع‌ موسيقي‌هاي‌ وارداتي‌ نيز پايين‌ آمده‌ است‌. من‌ از آقايان‌ مركز موسيقي‌ شنيدم‌ كه‌ در حال‌ حاضر از هر ده‌ نفر ، 7 نفر به‌ آثار توليد داخلي‌ گوش‌ مي‌دهند. ما حدود 20 سال‌ موسيقي‌ پاپ‌ نداشتيم ‌، دوستان‌ جوان‌ با پيش‌فرض‌ها و آرشيوهاي‌ ذهني‌ موسيقي‌ پاپ‌ قديم‌ ايران ‌، كار را شروع‌ كردند تا بتوانند جريان‌ و سبك‌ جديدي‌ را ايجاد كنند كه‌ طبيعتاً به‌ زمان‌ نياز دارد ، اما سمت‌ و سوي‌ كار در ديد كلان ‌، مصلحانه‌ و قابل‌ اعتناست‌.

نظرتان‌ در مورد جدا كردن‌ انواع‌ موسيقي‌ به‌ موسيقي‌ جدي‌ و هنري‌ و موسيقي‌ عامه‌پسند چيست ‌؟

من‌ تقسيم‌بندي‌هاي‌ مرسوم‌ را در مورد انواع‌ موسيقي‌ قبول‌ ندارم ‌، كل‌ موسيقي‌ براي‌ من‌ وسيله‌ و ابزاري‌ براي‌ بيان‌ ارزش‌ است ‌. پرداختن‌ به‌ حواشي‌ تاحدودي‌ براي‌ ارتقاء و تعالي‌ در انجام‌ كار مفيد است ‌، اما اسير يك‌ سري‌ از تقسيم‌بندي‌ها شدن ‌، عصبيت‌ها و تعصب‌ها را به‌ وجود مي‌آورد و هميشه‌ عصبيت‌ باعث‌ توقف‌ انسان‌ مي‌شود :

در شهروند وحدت‌ هرگز دويي‌ نگنجد         آنجا يگانگي‌ بين‌ حرف‌ از من‌ و شما نيست‌

اگر موسيقي‌ سنتي‌ را غزل‌خواني‌ فرض‌ كنيم ‌، موسيقي‌ پاپ‌ را هم‌ مثلاً ترانه‌خواني ‌، آنگاه‌ بايد انديشيد كه‌ به‌ هر حال‌ موظفيم‌ به‌ هر زبان ‌، صفت‌ حمد خدا را بگوييم ‌. حتي‌ در مورد موسيقي‌ پاپ‌ هم‌ به‌ تعاريف‌ رايج‌ قائل‌ نيستم ‌، براي‌ من‌ «ايران‌ اي‌ سراي‌ اميد» كه‌ آقاي‌ شجريان‌ خواند و مردم‌ در كوچه‌ و بازار زمزمه‌ مي‌كردند ، موسيقي‌ پاپ‌ و مردمي‌ است‌. مي‌خواهم‌ عرض‌ كنم‌ كه‌ محتوا و بار ارزشي‌ موسيقي‌ مهم‌ است‌ نه‌ عناوين‌ و قالبهاي‌ آن‌.


يعني‌ شما به‌ موسيقي‌هايي‌ نظير موسيقي‌ كلاسيك‌ ايران ‌، به‌ عنوان‌ يك‌ موسيقي‌ هنري‌ و جدي‌ نگاه‌ نمي‌كنيد و معتقديد هر موسيقي‌اي‌ مي‌تواند با ارزش‌ يا بي‌ارزش‌ باشد ؟

موسيقي‌ يك‌ تيغ‌ دودم‌ است‌ ، خيلي‌ از فاكتورها مثل‌ زمان‌ و مكان‌ نيز در آن‌ دخيل‌اند ، حتي‌ فقها در فتاواي‌ خود در موسيقي‌ بسياري‌ از محمل‌هاي‌ قضاوت‌ را زماني‌ و مكاني‌ در نظر مي‌گيرند و شنونده‌ در اين‌ ميان‌ نقش‌ مهمي‌ دارد . موسيقي‌ سنتي‌ ما نماد فرهنگي‌ ماست‌ و بايد آن‌ را حفظ‌ كرد و منظور ، اين‌ نبود كه‌ موسيقي‌ اصيل‌ جدي‌ نيست‌ و بايد به‌ سراغ‌ موسيقي‌ پاپ‌ رفت ‌، بلكه‌ حس‌ مي‌كنم‌ كه‌ براي‌ بيان‌ ارزش‌ها بايد با قشر غير جوان با زبان‌ خودشان‌ و با جوان‌ نيز با زبان‌ خودش‌ صحبت‌ كرد . موسيقي‌ سنتي‌ بايد به‌ جايي‌ برسد كه‌ با اقشار مختلف‌ مردم‌ ارتباط برقرار‌ كند ، اما متأسفانه‌ اين‌ كار را نكرد . ما در اين‌ سال‌ها ديديم‌ موسيقي‌ اصيل‌ كه‌ يكه‌تاز ميدان‌ بود ، به‌ جايي‌ رسيد كه‌ ديگر استقبالي‌ از آن‌ نشد و تيراژ آثار آن‌ به‌ زير 50 هزار رسيد.


هدف‌ از ارائه‌ي‌ موسيقي‌ پاپ‌ چيست‌ و آيا شما به‌ آن‌ ادامه‌ مي‌دهيد ؟

هدف من برآورده كردن نياز مشروع‌ مردم‌ و اينكه‌  بايد به‌ آن‌ها موسيقي‌ مورد نيازشان‌ را داد. انگيزه‌ي‌ ما از ارائه‌ي‌ موسيقي‌ پاپ‌ فقط‌ ارائه‌ي‌ ارزش‌ها و ترويج‌ زيربناهاي‌ موسيقي‌ خودمان‌ در سطح‌ جهان‌ است‌. بارها عرض‌ كرده‌ام‌ كه‌ هيچ‌كس‌ در مقام‌ حافظ‌ خدشه‌اي‌ نمي‌تواند وارد كند ، اما تا حافظ‌ به‌ زبان‌هاي‌ مختلف‌ دنيا ترجمه‌ نشد ، بزرگان‌ ديگري‌ نظير گوته ‌، در مقابل‌اش‌ سر تعظيم‌ فرود نياوردند ، چون‌ او را نمي‌شناختند . چرا مولوي‌ در آمريكا يكي‌ از پرفروش‌ترين‌ و پرمخاطب‌ترين‌ها است‌ و به‌ همايش‌ها و برنامه‌هاي‌ ويژه‌ي‌ مولانا توجه‌ مي‌شود؟ چون مولوي‌ هم‌ ترجمه‌ شده‌ است‌. تازه‌ اين‌ استقبال‌ با نارسايي‌هاي‌ طبيعيِ موجود در امرِ ترجمه‌ شكل‌ گرفته‌ است‌.


درباره‌ي‌ آخرين‌ كارتان ‌، يعني‌ هفت‌سين ‌، توضيح‌ دهيد.

اين‌ اثر با بهره‌گيري‌ از ملودي‌هاي‌ موسيقي‌ خراسان‌ و اشعار بزرگان‌ ادب‌ پارسي ‌، تقريباً به‌ سمتي‌ حركت‌ مي‌كند كه‌ خود به‌ نوعي‌ بازخواني‌ آثار بومي‌ به‌ شكل‌ علمي‌ و اركسترالِ امروزي‌ و حتي‌الامكان‌ با حفظ‌ همان‌ اصالت‌ها است‌.

 

 
Access menu
مصاحبهبيوگرافي
آلبوماخبار
كنسرت
         
Ad zone