دو شنبه 15 شهريور 1389
 

مصاحبه محمداصفهاني بافصلنامه علمي پژوهشي طب و تزكيه

تابستان 1379
مصاحبه كننده : آقاي دكترجلالي

 




دكترمحمداصفهاني نامي آشناست كه بيشتر به واسطه صدايش شهرت دارد ؛ او يكي ازپزشكاني است كه درزمينه هنر     ــ اين گوهرمتعالي خلقت ــ موفق ومشهور است و با روي باز دعوت گفتگوي ما را پذيرفت  ايشان محبت كردند و معضل كمبود جاي مجله را لحاظ نمودند و پاسخهاي كوتاه و ارزشمندي براي پرسش هاي فراوان ما عرضه داشتند ...



 بيوگرافي هميشه بهترين آغاز يك گفتگوست ؛ اگرنيست دشواري آغاز را باهرسخني كه دوست داريد به شما مي سپاريم .

باسلام خدمت تمامي خوانندگان عزيز وخصوصا همكاران محترم ؛ بنده محمد اصفهاني متولد1345 درتهران و فارغ التحصيل درمقطع طب عمومي از دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي ايران هستم .

عشق به موسيقي از كجا در سرزمين انديشه تان جوانه زد ؟ هنوز پزشكي را آغاز كرده بوديد ؟

بنده از وقتي بياد دارم موسيقي را باعشق و علاقه و حتي بيشتر اوقات بعنوان يك پديده تحيربرانگيز تعقيب ميكردم منتهي اين پيگيري به اقتضاي سن وسالم در دورانهاي مختلف اشكال متفاوتي داشته است .

درايام دانشجوييتان پزشكي بيشتر بود يا موسيقي ؟راستي اول آواز بود  يا موسيقي ؟

موسيقي بسيارجدي حضورداشت ولي قبل از موسيقي آواز بنده را تصاحب كرد .

مي گويند پزشكي يعني نجات جان انسانها و نتيجه مي گيرند كه هر كار ديگري درمقام قياس ارزش كمتري دارد؛ من موسيقي رابالاتر از نجات جان آدمها مي دانم شما چطور ؟ موسيقي نجات روح آدمهاست اينطور نيست؟

اگرآن مرز باريك مابين احياء وهلاكت رادر موسيقي درنظرنگيريم (كه همه مشكلات هم از همين مرزباريك ناشي ميشود) قطعا موسيقي يكي ازنافذترين آلات درمان روح است .

 آيا تاكنون به خاطر پرداختن به موسيقي در كنار پزشكي ملامت هم شده ايد ؟

ملامت نشده ام ولي معتقدم پزشكاني كه كارهاي غير پزشكي ميكنند ياناچارند يا عاشق كه در هر دو صورت ملامت ديگران نه تاثيري دارد و نه معنايي, همانگونه كه خيلي ازپزشكان نيز بناچار تنها به طبابت روي آورده اند وبا تمام سختيهاو كاستيهاي آن خصوصا در اين  زمانه كنار آمده اند .

من مهمترين نشانه الهي را انسان ميدانم بخاطر پيچيدگي اش و روح سرشاري كه دارد ... درحقيقت همين تواناييهاي متعددش ؛ مايلم شما هم از همين منظر همزماني موسيقي وپزشكي راتحليل كنيد...

مكررا عرض كرده ام كه فصل مشترك موسيقي وپزشكي همان گوهريست كه فرموديد يعني انسان واين گوهر صدر و ذيلي دارد كه هركدام ازاين مقولات به نحوي بااين گوهرمربوطند واين ارتباط را در كل بنظربنده بايد ؛ توفيق بزرگ الهي ؛ قلمدادكرد و شايسته است كه با ذكاوت كشيك اين توفيق را بكشيم تا مبادا از كف برود .

موسيقي چه كمكي در كار پزشكي به شماكرده است ؟

موسيقي تلطيف كننده و راه نفسي بود درفضاي خشك وتؤام بامشقت دانشجويي پزشكي  .

و بالعكس تحصيلات پزشكي شما چقدر در وادي موسيقي به كمكتان شتافت؟ 

ارتباط بامردم دردمند واعتماد آنها به حقير كه ازعنوان پزشك ناشي ميشد براي بنده به مثابه گذراندن دوره هاي روانشناسي و جامعه شناسي بدون هيچ مشكلي بود بعلاوه پزشكي حس توكل وابتهال به خدا  رانيز درانسان تقويت مي نمايد .

آيادوست داشتيد جزموسيقي راه ديگري راتجربه ميكرديد؟ 

طبيعي است كه هرانساني خواهان تجربه هاي جديداست ولي شخصا دوست دارم كه اين تجارب نيز ازكانالهايي باشد كه تاكنون براي آنها عمر و انرژي صرف كرده ام چرا كه هيچكدام ازما عمر دوباره راتجربه نخواهيم كرد و بعبارتي ميتوان گفت طبيعت فرصت چنين دوباره سراييهايي راازما دريغ كرده است!

چرابسياري از پزشكان جوان و حتي كهنسال ِما دچار افسردگي مي شوند ؟ آيا صرفا جنبه اقتصادي دارد يا اين نقيصه است كه تمام عمر را صرف يك راه كرده اند؟ 

فكرميكنم بخاطراسترسهاي زياد و فضاي دراماتيك حاكم براين حرفه است ؛ ازنظر فشار كاري خلبانها نيزدچارچنين مشكلاتي هستنداينجاست كه اهميت آن زنگ تفريحها و مفرهايي كه عرض كردم بخوبي روشن ميشود؛ معضلات اقتصادي از نظرنقش آفريني درايجاد چنين مشكلاتي دراولويت هاي بعد طبقه بندي مي شوندوتصرف تمام عمر و وجودآدمي توسط يك ايده نيزنمي تواند عامل اين پديده باشدچون آدمهاي تك ساحتي و غرق در معشوق معمولا به عمق ؛ ولذائذ منغمر دراعماق پديده ها  دسترسي پيدا ميكنند البته  ” تك ساحتي“ از حيث توحيد و توحد در موضوع و “استغراق “ از فرط عشق ؛ منظور نظراست اما اگر اين انتخابها به نوعي باچاشني اجبار واكراه آميخته شده باشد ميتواندبيماريزا شده ويرانگري كند بنابراين معتقدم افرادمذكور ياازاجبار و اكراهي دروني رنج ميبرند يا براثر تزاحم روان ناسازگار شان بااسترسهاي اين وادي ناگزير درتاريكخانه depression منزل كرده اند .

شما به عنوان كسي كه وادي پزشكي و هنر را تؤامان تجربه نموده است درمقام يك پدر به فرزند خود براي آينده علمي اش چه توصيه هايي خواهيدداشت ؟ 

من فرزندم رابه اعتدال وتوزيع عادلانه علايقش توصيه ميكنم همان چيزي كه خود نيز در پي آنم و درحقيقت راز موفقيت هرانساني است .

آيا  پرداختن به موسيقي و از سوي ديگر ؛ پزشكي  ؛ آنهم در هر دو حيطه به صورت مسئولانه وحرفه اي نه تفنني و تفريحي شما را دچار تناقض و يا دوگانگي نميكرد ؟

چرااين احساس ؛ خصوصا درمقاطع حساس هريك ازاين عرصه ها ايجادمي شد و خودنمايي مي كرد  به هرحال اين گونه مشكلات درسلوكِ دو مسير متفاوت در زماني واحد بطورطبيعي جلوه ميكند منتهي بستگي داردكه چگونه باآن كناربيايي بنده تصورمي كنم سنخ برخورد بايدازجنس مماشات باشد واصولا مغالطه ياتنازع راهگشا نيست .

اگر معنويات را اساس هستي بدانيم موسيقي چه تاثيري بر ارتقاء سطح معنوي انسان دارد؟

معتقدم موسيقي ازنوع خوبش يكي ازگوياترين حربه هاي توصيف و تنظير اسطوره هاي ملكوتي است! وآنهاكه درموسيقي به مقامي واقعي رسيده اند سرانجام ؛  ازمعنويات و ارزشهاي مطرح درعالم معنا سربرآورده اند و آنهاكه با ذخاير معنوي به اين وادي پاي گذاشتند موسيقي خوب ياهمان سماع راست را مقوي ومهيج معنويات يافتند ولي ازآنجا كه موسيقي اصولا جنسِ جذاب ورباينده اي دارد هركالبدي را به اهتزاز  واميدارد! كه گاه سماعي است عارفانه ازهمان دست كه عرض شد وگاه جنبشهايي ديگراست . اما عميقا معتقدم كه موسيقي هرچند وسيله است اما در بطن و ماهيت خود ؛ابزاريست  و ساخته دست خدا  نه شيطان ؛ منتها مانند بسياري ديگر از پديده ها ؛ استفاده ازآن براي همه ميسر شده است و اين چندگانگي  در كاربري ازآن بدليل جاذبه عميق ذاتي و شايد بتوان گفت خطرناك آن است ! 

الف- چه سازهايي رابيشتردوست داريد ؟ ب- موسيقي پاپ را بيشتر مي پسنديد يا كلاسيك را ؟ پ- و اينكه جايگاه خوانندگي رادر فرهنگ شرقي چگونه تفسير مي كنيد ؟

ج:الف- واقعا سوال سختي است چون هركدام درجايگاه خود واقعا زيبا هستند و گوش نواز ب – اينهم پاسخ قطعي ندارد چون موسيقي خوب ازهرنوعي كه باشد درشرايط مناسب كارگر و تعالي بخش است پ – تصورميكنم خواننده چون بيانگر كلام موزون است (معمولا) وكلام پردازان شرق وخصوصا ايراني به شهادت همه  فرهيختگان عالم عموما برترين هاي صنف خود درسراسرجهان هستند اينست كه خواننده شرقي جايگاه خاصي پيداميكند و بنحوي دلپذير بابزرگاني چون حافظ ؛ مولوي ؛ وسعدي وعطار و نظامي  و ... درمي آميزد و در كلام فاخر و آسماني آنها ادغام شده به وحدتي متبرك ميرسد .

درميان موسيقي هاي كلاسيك آثار كدامين آهنگسازان را بيشتر ترجيح ميدهيد ؟

اثر زيباي كارمينا بورانا از كارل ارف را بسيار دوست دارم و به آثار چايكفسكي ؛ راخمانينف ؛ وسيبليوس علاقه بيشتري دارم .

باتوجه به سابقه درخشان قرائت قرآن آيا اين ويژگي در اجراي موسيقي شما تاثير داشته است ؟ 

واقعا تاثير مثبتي داشته و دارد هم ازنظرتكنيكي وهم ازلحاظ روحي .

آيا درهنگام اجرا و ضبط موسيقي احساس الهام خاصي داريد؟ 

كوچكتر از آنم كه به توصيف نشينم .

آيا موسيقي خانه دل تفسيري عرفاني از موسيقي پاپ است ؟ 

ملودي اين قطعه ايراني است و بيشتر در همايون و متفرعات آن گردش مي كند ولي تنظيم آن براي اركستر كه برخاسته از ذوق ونگرش فؤاد حجازي به اين قطعه است آن را به نشو ونما  درحال و هوايي  اينچنين  واداشته است كه به شكر خدا مورد توجه هموطنان نيزقرار گرفت شايد اين ترانه گامي كوچك باشد ازسوي بنده وفؤادحجازي درراه نيل به بيان ارزشهاي عرفاني و كهن ايران زمين در قا لبي نوين از  موسيقي مردمي .

يك خاطره به يادماندني؟ 

برپايي مجدد بناي ويران زندگي مشترك زوجي جوان و دخترخردسالشان به خاطر ترانه حسرت ... خودش آشناي پاييزه و اما ؛ برا خاطرتو از بهار سروده ...

از وقتي كه گذاشتيد بينهايت سپاسگزاريم ... 

ارادتمنديم./

 

 
Access menu
مصاحبهبيوگرافي
آلبوماخبار
كنسرت
         
Ad zone