OK


 

غم غفلت
Gheflat

غم غفلت


ز ره هوس به تو کي رسم نفسي زخود نرميده من
همه حيرتم به کجاروم به رهت سري نکشيده من

به چه برگ ؛ ساز طرب کنم زچه جام ؛ نشئه طلب کنم ؟
گل باغ شعله نچيده من مي داغ دل نچشيده من

تو به محفلي ننموده رو که زتاب شعله ي غيرتش
همه اشک گشته به رنگ شمع و زچشم خود نچکيده من

چه بلا ستمکش غيرتم چه قدر نشانه ي حسرتم
که شهيد خنجرناز تو شده عالمي و تپيده من

تو و صد چمن طرب و نمو من و شبنمي نگه آبرو
به بهار عالم رنگ و بو همه جلوه تو همه ديده من


به کدام نغمه ي دل گسل زنوا کشان نشوم خجل
چو جرس به غير شکست دل سخني زخود نشنيده من

من بيدل و غم غفلتي   که زچشم پر ز فسون تو
همه جا زجلوه ي من پراست و به هيچ جا نرسيده من

                                       " بيدل دهلوي "


اين نوشته دغدغه ي اين روزهاي من است . در نگارش آن مقيد به مرتبط سازي هنجارهايش نبودم و هر آنچه در من گذشت بيان کردم :
وقتي ماجراي آن فيلم در مورد پيامبر و وقايع بعدي اش اتفاق افتاد از خودم پرسيدم : چرا ما دوستداران و پيروانش اين شاخص رحمت و محبت را آنگونه به دنيا معرفي نکرديم تا کسي پروا نکند که به حريم نوراني اش نزديک شود؟ چرا با بد اخلاقي ها و خشونت هاي ساده لوحانه و از سر غفلت ؛ مکتب بزرگ او را در پهنه ي گيتي زير سؤال برديم؟ پيروان باطل ؛ هميشه در جلوه نمايي حاضرند... آيا ما به آنها فرصت هاي خوب و استثنايي نداديم؟ آيا در تعريف مکتب محمد ؛ پيروان " او " کساني هستند که تا بي احترامي و جفا مي بينند ؛ حمله مي کنند و مي کشند و کشته ميشوند؟ آيا او و فرزندانش هم اينگونه بودند؟ آيا حرکاتي که از ما سر ميزند روح بزرگ پيامبر را بيشتر به درد مي آورد يا نمايش فيلمي ضعيف از يک فرد معلوم الحال؟ اين روز ها با غم چنين غفلت هايي سر به گريبانم... فکر به کم رنگ شدن روز افزون مقدسات در اذهان ؛ فکر به اوضاع نابهنجار مسلمانان درخارج و داخل ايران؛ وضع کار اهالي موسيقي در مملکت ؛ مشکلات حرفه اي خودم مثل سانسور ناگهاني و يک جانبه ي تيتراژ سريال "تکيه بر باد" توسط واحد موسيقي صدا و سيما پس از تصويب آن (به گفته دوستان در شبکه تهران)توسط واحد موسيقي سازمان صدا و سيما ! آن هم با قطع مواجب و پرداختهاي اقشار ضعيفي مانند کارمندان واحد ترابري و ... سريال ؛ و تحت فشار قراردادن تهيه کننده ي محترم با موقوف کردن پرداختها به قبول اين سانسور توسط گروه فيلم و سريال شبکه تهران... سپس انتقال اين مساله به بنده که آيا راضي هستم حقوق راننده ي ترابري قطع شود يا نه؟ از طرف ديگر تحقير و شکست و مخاطره ي مستمر در قالب بي احترامي به اينهمه شهروند ايراني با فرستادن شبانه روزي پارازيت هاي سنگين ماهواره اي و تبديل تهران و شهرهاي بزرگ ايران به کانونهاي تشعشع توسط اشخاصي مجهول که نه ملت را قدر مي شناسند و نه به فريادهاي وزير و وکيل واکنشي نشان ميدهند که لابد اگر ايراني باشند خانواده هاي آنها هم قطعا درگذر زمان قرباني چنين تشعشعاتي خواهند شد...

از شما متصدي پارازيت ! ميپرسم : بيماري که داروهاي سرکوب ايمني مصرف ميکند تا عضو پيوندي اش در بدن باقي بماند... سالمندان فرتوت که اصلا ماهواره نمي بينند؛ بيماران سرطاني وضعيف تحت شيمي درماني ؛ مسلولها و جانبازان و معلولان ؛ بيماران اعصاب و روان ؛ آدمهاي سالم و قوي که ماهواره نگاه نمي کنند ؛ بچه هاي سرطاني در کانونهايي مثل محک ؛ دياليزي ها ؛ حامله ها ؛ نوزادها وجنين ها و... همه روز و شبشان را با پارازيت هاي ماهواره اي و تشعشعات مسموم و مضر آن طي کنند تا شما که کسي جرات ندارد در باره تان سؤال کند به وظيفه ي فرهنگي خود درجبهه هاي تهاجم فرهنگي و جنگ نرم عمل کنيد؟ و مثل هميشه فقط با سيستم حذفي ظاهرا به سراغ دشمن و در اصل به سراغ هموطنان و خانواده هاي خود برويد؟... نکند خطر اين تشعشعات را شوخي گرفته ايد؟ آيا ميدانيد رهايي از حق مردم در روز جزا هيچ علاجي جز حلاليت از تک تک آنها ندارد وحتي خداوند بزرگ هم از ناحيه اي جز طلب حلاليت ؛ قادر به رفع و رجوع آن نيست؟ و اما بعد ... جالب اينجاست که ناگهان تمامي اين ضرورتها و احساس مسئوليتهاي مطابق مصلحت که وضع و تشخيص آنها هم فقط با همان قشر غير پاسخگو و مجهول است يکدفعه رنگ مي بازد ؛ محو ميشود و از بين ميرود ! چرا ؟؟؟

چون چند نفر غير ايراني از خارج ؛ به نام "سران جنبش عدم تعهد" چند روزي وارد ايران ميشوند و به خاطر آنها تمامي ملت از اين عقوبت شبانه روزي ناگهان عفو شده ؛ به يمن برکت ورود آنها موقتا مجاز به ادامه ي زندگي با شرايط بهتر ميشوند... ولي فقط موقتا... چون با پايان کار اجلاس ؛ پارازيتها دوباره غوغا ميکنند تا آمار افزايش سرطان به 90 هزار نفر در سال گذشته ؛ روند صعودي خود را کماکان ادامه دهد و ما را به آستانه ي "سونامي سرطان" در ايران بعنوان يکي از رکورد داران جهاني اين بيماري برساند... اين است قدر و منزلت ما شهروندان ايراني و ملت ايران... خودمان اينگونه به هم اهانت مي کنيم و قصد جان همديگر ميکنيم آنوقت ناراحتيم که چرا بيگانگان حرمت پيامبرمان و عقايدمان را نگه نميدارند... براستي مقصرکيست؟ آيا ديگر وقت آن نيست که از خواب غفلت بيدار شويم ؛ از عناد و لجبازي دست برداريم و نگاهي اساسي و منصفانه به دين و دنيامان بيندازيم؟ مگر نگفته اند که دنيا مزرعه ي آخرت است؟ اين روزها با غم چنين غفلت هايي سر به گريبانم ...

آواز "غم غفلت" را که با همراهي دوست خوب و همکارم بهروز صفاريان ؛ بر غزل تابناک شاعر بزرگ ؛ بيدل دهلوي در استوديوي بهروز اجرا نمودم پيشکش ميکنم به پيشگاه اسوه و نمونه ي اخلاق و محبت و جذب ... يعني پيامبر گرامي اسلام . اين اثر ؛ وصف الحال اين روزهاي کسي است که متاسفانه فقط نامش شبيه به محمد مصطفي است و درد دل اوست با هموطنانش ./


با احترام
مهر 1391

دانلود آواز غم غفلت (7 مگابايت)

بخش نظرات
1- نظرات در بر دارنده ي عبارات نامناسب ؛ نمايش داده نخواهد شد .
2- کاربران گرامي از نقد نظرات ديگران توام با جدال خودداري فرمايند .
3- نظرات در بردارنده ي تبليغات و آدرس افراد و سؤالات غير مربوط به پست ؛ با تشخيص وبمستر تاييد خواهند شد .
4- ساير پرسش ها و مطالب کاربران محترم با آدرس info@mohammadesfahani.com به آقاي دکتر اصفهاني منتقل مي شود .

1391/07/11
Bookmark and Share   شماره خبر :14 تعداد بازدید :8090
نویسنده :
اسماعيل شريفي
تاریخ :
یکشنبه 6 بهمن 1392
نظر :
هرچه که گفتيد حقيقت است اما چه کنيم که حقيقيت تلخ است و چه کنيم که کسي خود را مسئول نميداند و هرکسي شانه خالي ميکند. [آقاي محمد اصفهاني عزيز وااقعا مطلب تلخ و دردناکي بود و آرزوي موفقيت براي شما و خانواده گرامي و به اميد بيداري همه و مسئولان از خواب غفلت]. ممنون
پاسخ به این نظر

درج نظر برای نظر کنونی

نویسنده *
نظر *
کد ویژه
نویسنده :
سجاد حسن پور
تاریخ :
شنبه 27 مهر 1392
نظر :
فوق العاد بود
پاسخ به این نظر

درج نظر برای نظر کنونی

نویسنده *
نظر *
کد ویژه
نویسنده :
بهمن
تاریخ :
سه شنیه 16 مهر 1392
نظر :
خداي من ... نميدانم حقيقتا چي بنويسم . از يک طرف دلم به درد آمد از اين مطلب . از طرفي ديگر حظ کردم از اين آواز ... فقط ميگويم : استاد اصفهاني عزيز ! دوستت داريم ...
پاسخ به این نظر

درج نظر برای نظر کنونی

نویسنده *
نظر *
کد ویژه

درج نظرات اخبار

نویسنده *  
نظر *  
کد ویژه
کد امنیتی
Captcha reload
 

Copyright © 2014 mohammadesfahani.com